close
تبلیغات در اینترنت
لطایف و ظرایف
دنبال کردن مطالب از طریق فید RSS دنبال کردن مطالب از طریق تویتر

مدیر سایت

*** با تشکر از حسن انتخابتون به سایت مهدیکو خوش آمدید mehdiko کلیک کنید ***

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات

جستجو


آخرین مطالب

مطالب پربازدید

حرف سایت

« عليٌ  (ع) خيرُ البشر ، فمن أبى فقد كفر »



حدیث آرامش

علل سقوط جامعه انساني از زبان امام علی(ع)


حضرت على(علیه السلام )فرمود:بدانيد که همانا شما در روزگاري هستيد که گوينده حق اندک، و زبان از راستگويي عاجز، و حق طلبان بي‏ارزشند، مردم گرفتار گناه، و به سازشکاري هم داستانند، جوانشان بداخلاق، و پيرانشان گناهکار، و عالمشان دورو، و نزديکشان سودجويند، نه خردسالانشان بزرگان را حرمت مي‏نهند و نه توانگرانشان دست مستمندان را مي‏گيرند


جک و مطالب خنده دار جدید



میخوای فیلم ببینی ، همش آشغاله
میخوای هاردو خالی کنی ، همش توپه


از نشونه های یه عطسۀ دلچسب اینه که:
پشتش دو سه تا “زهرمار” از قسمت های مختلف خونه بشنوی


دقت کردین !؟
هرچی کنترلِ تلویزیون از دسترس دورتره برنامه در حال پخش عذاب آورتره



تنــها دعوتــی که تــوی زندگیــم شــدم
از طــرف اسپانســر برنامــه ها بــرا دیــدن ادامــه برنامــه بــود و دیگــر هیــــــــچ


محتویات بیست دقیقه آهنگ سنتی:
ده دقیقه اهنگ خالی
پنج دقیقه صدای بلبل و قناری
چهاردقیقه سر تکون دادن
یه دقیقه هم هاهاهاها هی هی
بعد میگن چرا اصالتمونو حفظ نمیکنیم


از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که :
بدن انسان چه جوری ۲تا استکان چایی می گیره
از اون ور ۲ لیتر تحویل میده


تصمیمات کوتاه‌ مدتی که قبل از خوردن شام گرفته میشه
حتی یک درصد هم ضمانت نداره که بعد از خوردنِ شام
اجـــــــــــــــــرا بشه


خوبى کتابخونه اینه که سکوتش جون میده براى مطالعه
ایراد کتابخونه اینه که سکوتش جون میده براى خوابیدن


امروز یه پیکان دیدم داغونِ داغون ، مال سال ۴۸ بود اصن یه وضی !
پشتش نوشته بود “هرچی دارم از دعای مادرمه” !
یکی نیس بگه خو آخه بدبخت تو عاق والدین شدی کدوم دعا !؟


تو خونه ی ما همیشه من “در” بودم و داداشم “دیوار”
چون همیشه به من زدن که اون بشنوه


ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :
ننتو ﺧﻮﺍﻫﺮﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﻋﻤﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺘﻮ ﺑﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺷﺎﺩ ﮐﻦ


یه سری از پسرام هستن که امروز ریششونو میزنن فردا درمیاد
اینا از خاک حاصلخیز خلق شدن


ﺍﮔﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﺴﻲ ﺑﺎ ﮔﻨﺪﻩ ﮔ*ﻮﺯﻱ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﺑﺮﺳﻪ
ﺍﻻﻥ ﺭﺍﺳﻮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﺑﻮﺩ


بچه آدم تو 4 سال یه زبون رو به صورت کامل یاد میگیره
اگر قرار بود آموزش پرورش این کارو کنه ، ۹۰٪ آدما کر و لال از دنیا میرفتن


به بعضی ها باید گفت:
یکی از شرایط ناز کردن ، ناز بودنه



ﻃَﺮﻑ ، ﻣﮕﺲ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﺭﻭﺵ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻞ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : ﺩُﺯﺩ ﺩِﻟﻬﺎ


یکی از کاربردهای کارت ملی اینه که هر از چند گاهی
یک نگاه بهش بیاندازی و به قیافه الانت امیدوار بشی


اﻭﻥ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ
ﻣﻦ ۳ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﺶ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﻣﺎﻏﺶ ﺑﻮﺩ
گفتم در جریان باشی


اگه شنا واقعا لاغر میکنه پس نهنگ چی میگه !؟
همین موضوع در خصوص گیاهخواری لاغری و گاو هم صدق میکنه

تو هوای بارونیخیلی راحت میتونید از پنجره اتاقتون تف کنید رو سر عابرین


ناهار دانشگاه مرغ بودبعد یه قسمتاییش یه جورایی سفت بود کهانگاری مرغه یه بار تصادف کرده بود ، واسش پلاتین گذاشته بودن


خنده دار


همه ی نوشیدنی ها در ایران، اعم از ما الشعیر و انرژی زا و آب میوهاولش که میان بازار خوبن ، ولی به مرور و به گونه ای زیر پوستیبه مزه ی شربت اکسپکتورانت نزدیک می شن


بعضـ ـ ـ ـ ـیام هستن
کـــــــــاسه صبر عــادمو،
با کــــــاسه تـــوالت اشتـــــــــباه میگیـــــرن


پل هوایی ساختن که آدم جونش در امان باشه
ولی شب که میخوای رد شی انقدر سیبیل کلفت اون بالا خوابیده
که اگه از وسط اتوبان با چشم بسته رد بشی سالم تر میرسی مقصد


لطفا متن زیر را طوری بخوانید که انگار یک وزنه صد کیلویی روی سینه تان قرار گرفته
یا درحال زور زدن واسه اجابت مزاج هستید:
آره لعنتی تو خیلی پستی بگو بگو من برات چی بودم یه لعنتی آشغال کثافت ؟
تبریک میگم شما الان یک رپر هستید


خوش بحالتون آهنگای سیاوش و ابی میره تو مغزتون
و هی تکرار میشه ناخودآگاه
من چند روزیه درگیرِ
“شیر خشک براش بِگِرِفتی؟ بِگِرِفتم” هستم


یه پسر 12 ساله پست گذاشته:
امروز دستِ عشقم را در دستِ دیگری دیدم…
از عشق متنفرم و دیگر عاشق نمیشوم
کسی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست !؟


بعضیا واسه همــه اقیانوس آرام هستن اما تا به ما میرسن میشن تنگهء هرمز


روایت داریم قبض برق که بیاد ادب پدر از همون در میره بیرون


یکی از سخت ترین خداحافظی ها, خداحافظی با سنگیه که از سر کوچه تا دم خونه شوتش کردی


ملّت Love میترکونن. ما از این پلاستیک حبابدارا..
اصن یه وضی...


اس ام اس خنده دار


به سلامتی مورچه که هر کوفتی پیدا میکنه ،رفیقاشم خبر میکنه



توی خونه‌های دانشجوییهمیشه ظرفا رو قبل از غذا خوردن میشورن نه بعد از غذا خوردن


نخ دندون اورال بی 17 هزار تومن!
آخه آدم عاقل با این نخ غذای لای دندونش رو پاک میکنه!؟
با این نخ باید لباس بدوزی بری عروسی


ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻃﺮﻑ ﺗﺎ ١ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﻋﺮﻭﺳﻲﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﻢ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻴﺶ "BMW ﻣﺸﻜﻲ" Save ﺑﻮﺩﻩ


ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره نصف ﺷﺐ می ره ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ، ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره می ره ﮐﻨﺎﺭﺵ؟!
اینا همه اش ﭼﺮﺗﻪ… ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ


دخترا تا وقتی لاک ناخنشون خشک نشده کاملا بی دفاع و بی خطرن…

جوک خفن و باحال

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ ﮐﻮﻟﺮ ﻣﻴﮕﻪ
ﺁﻗﺎ ﮐﻮﻟﺮﻣﻮﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ میاین ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻤﻴﺮ؟
ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ : ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻮﻟﺮﺗﻮﻥ ﺁبیه؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺭﺵ ﺁﺑﻴﻪ ﻭﺳﻄﺶ ﺳﻔﻴﺪﻩ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ




حسی که برای زنگ ورزش به خصوص تو دبستان داشتم
حتی برم لالیگا ام به دست نمیاد !
اصن شب قبلش خوابم نمیبرد




قدیما داماد سر خونه شدن ننگ بود
الان پرتاب سه امتیازی محسوب میشه


ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺳﺎﻣﻮﺭﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺯﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ
ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ 12 ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﻫﺪ.
ﺭﻭﺯﯼ 13 ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ و مادرشو آوردن جلوی چشمش


ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐُﻨﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺑﻞ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺭﻭ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ
ﺑﻌﺪ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ : ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﺠﺎ رو ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ !؟


کسی تا حالا با خودش شعور به گور نبرده ، استفاده کنیم ازش


” دهن منو وا نکن “چیست ؟
تحدیدی تو خالی که معمولا با جمله “وا کن ببینم چه گهی میخوای بخوری” خاتمه می یابد


دادم هارد لپ تاپمو ریکاوری کردن ی هفتس زنگ می زنن می گن بیا ببرش اما روم نمیشه برم


نامه سر گشاده به شهرداری
از شهردار محترم عاجزانه تقاضامندیم:
پشت در مستراح های عمومی یه دکمه لایک هم بذارن تا حداقل کامنت هایی رو که ملت مینویسن لایک کنیم بعضیاشون خیلی باحالن
باتشکر


در برابر بعضی مشکلات نمیشه ایستاد و جنگید
باید فحش ناموسی بدی و در ری


تیم ملى سه حالت داره :
برد مقتدرانه
مساوى ارزشمند
باختِ چیزى از ارزشها کم نکن

جک جدید و دست اول



کى از خانوم هاى فاميلمون اصن پسر نداره هروخ منو ميبنه ميگه :به به عروس خوشگلم...
نميدونم دقيقا فازش چيه؟!
فک کنم ميخواد منو شکنجه روحى بده





یارو  ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﺩ :
ﻣﺎ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺭﻭ ﻣﻴﮕﻴﺮﻳﻢ، ﺍﺳﺮﺍﻳﻴﻞ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﻳﻢ، ﺑﻪ ﻳﺎﺭﯼ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺮﻳﮑﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ
ﮔﺮﻓﺖ ....
ﻳﻪ ﺩﻓﻌﻪ طرف ﺍﺯﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻪ :
ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﯼ ﺩﻳﺶ ﯾﻪ ﻗﯿﭽﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﯽ،
ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﮕﻴﺮﯼ


بعضیام فک میکنن راهنمای ماشینشون عصای موساس!
راهنما رو که زدن دیگه میپیـــــچن
وظیفه بقیه َم اینه که شکافته بشن




تا پونزه سالگیم فکر میکردم
اسمم زُهره است،‌
چون همیشه مامانم وقتی میخواست بیدارم کنه
میگفت: پاشو ظهره


دانشمندان کشف کردند در تمامی سریالهای ایرانی افراد به یکی از چهار طریق زیر باردار میشوند :.......
بلوتوث
نگاه آغشته به لبخند
پیام بازرگانی
گرده افشانی



یکی از بدی های عطر مشهدی اینه که برای از بین بردن بوش، باید اون قسمت از بدن رو قطع کنی


ﺁﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،
ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :
ﺳﺮ ﺩﺭﺩ، ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ، ﺣﺎﻟﺖ ﺗﮭﻮﻉ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﻰ ﮐﺒﺪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻗﺒﻠﻰ، ﺳﮑﺘﻪ ﻯ ﻣﻐﺰﻯ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﮭﺎﻧﻰ
ﮪﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ … ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ، با آستینم پاکش میکنم, ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ


هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

حکایت جالب شرط ازدواج

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.»


مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد. جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.»


سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت!


زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

گاهی ليوان را زمين بگذار

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت:

هیچ دقت کردین که

هیچ دقت کردین که:
.
.
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎ ﮐﻼً ﻓﻘﻂ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ :|

ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!

ﺩﻋﻮﺍ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!

ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ:|

ﻃﺮﻑ ﺑﺎﺯﻧﺶ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!

ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻗﺮﺍﺿﻪ ﺳﻮﺍﺭﺷﯽ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ:|

ﮔﺮﻭﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!

ﮐﻼً ﻫﺮﭼﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!

ﺍﻻنم نظر نمیدن ﻓﻘﻂ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ...!!!!!!!!!!

میگی نه؟! حالا ببین.


معمای ساده و جالب

چطور ميشود چهار نفر زير يک چتر بايستند و خيس نشوند ؟1-

2-فرق بين عينک و تفنگ چيست ؟

3-برای قطع جریان برق چه باید کرد؟

4-چرا لک‌لک موقع خواب یک پایش را بالا می‌گیرد؟


اطلاعات محرمانه اژدهاها

ﺁﯾـــﺎ ﻣﯿﺪونید چرا ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﮊﺩﻫـــﺎ ﺗﻮ ﭼﺸـــﻤﺶ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﺑﺮﻩ ﻣـــﯿﻤﯿﺮه ؟ !


لطفا اول جوابتون رو بنویسید بعد ادامه مطلب رو ببینید


زاغچه ی تنها بیاد سهراب سپهری


کفشهایم کو،

چه کسی بود صدا زد: سهراب؟

آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.

مادرم در خواب است.

و منوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر.

شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد

و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد.

بوی هجرت می آید:

بالش من آواز پر چلچله هاست.

صبح خواهد شد

و به این کاسه آب

آسمان هجرت خواهد کرد.

باید امشب بروم.

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم.

هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.

من به اندازه یک ابر دلم می گیرد

وقتی از پنجره می بینم حوری

- دختر بالغ همسایه -

پای کمیاب ترین نارون روی زمین

فقه می خواند.

چیزهایی هم هست، لحظه هایی پر اوج

(مثلا شاعره ای را دیدم

آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش

آسمان تخم گذاشت.

و شبی از شبها

مردی از من پرسید

تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟)

باید امشب بروم.

باید امشب چمدانی را

که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم

و به سمی بروم

که درختان حماسی پیداست،

رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند.

یک نفر باز صدا زد: سهراب!

کفش هایم کو؟

"سهراب سپهری"


صفحات وبلاگ

تعداد صفحات : 2


درباره وبلاگ


خدایا کمکم کن تا بدون هیچ چشمداشتی به مردم کمک کنم بارالها ، مهربانا توانایی نفسم ده تا از اینکارم دلسرد نشم یاریم کن تا بواسطه کمک، شادی روح و نفسم را بهتر حفظ کنم دوست شما مهدی

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 1855
کل نظرات : 650


آمار کاربران
افراد آنلاین : 9
تعداد اعضا : 634

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 430
باردید دیروز : 1,885
گوگل امروز : 206
گوگل دیروز : 941
بازدید هفته : 12,419
بازدید ماه : 37,741
بازدید سال : 492,153
بازدید کلی : 2,605,802

کدهای اختصاصی

پشتیبانی

RSS


Powered By
Rozblog.Com

Translate : Tem98.Ir

مطالب تصادفی

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

لینکدونی

از ما حمایت کنید
به mehdiko امتیاز دهید